بسم رب الشهدا و الصدیقین..
گاهی مرگ خیلی نزدیک تر از اونیه که ما تصورش رو می کنیم ...خیلی نزدیکه..
2-3 روزی میشه که یکی از خانومای روضه خونی که خیلی وقت آشنا شده بودم رفته تو کما و دکترا ازش قطع امید کردن....تا دیروز اونم داشت زندگی مشترک تازه شروع شده ش رو میکرد اما امروز بین این دنیا و اون دنیا گیره !(1صلوات برا سلامتیش بفرستید لطفا :( ...)
چقدر دردآوره که آدم موقع مرگ تنهاس...نه خانواده نه همسر نه بچه و نه هیچکسی که اون موقع دوستش داشتی همراهت نخواهند بود..و چه راه طولانی ای در راهه...تازه اول راهه..اول شروع !
اینقدر در این زندگی فرو رفتیم که مرگ برامون سخت ترین و زشت ترین چیز توی این دنیاس..همونطوری که پیامبر(ص*) فرمودند:برای بقا خلق شده اید،نه برای نابودی وفنا،وبا مرگ تنها از جهانی به جهان دیگر منتقل می شوید...شاید این انتقال برای خیلی از ماها سخته..خیلی سخت..(شهادت قسمت ما میشد ای کاش...کاش این رفتن به بهترین و زیباترین شکل باشه :( ...)
چقدر این روزها دلگیرند..چقدر آدمها این روزها بی تفاوتند..من نیز !
دلم برای هوای محرم..شور محرم..دلتنگی های محرم...اشکهای از سر بیچارگی تنگ شده.. محتاجم به دعایی..
..........,............,.............,...............,..........
خدایا ما اگه اینقدر گناهکاریم و اینقدر گناه میکنیم بازم دلمون به مولامون خوشه که شاید بخاطر محبتی که نسبت به ایشون و فرزندانشون داشتیم و قطره ی اشکی مارو نجات بدن ولی این سنی ها دلشون به چی خوشه !!
عید ولایت بر همه محبان مولا حضرت علی(ع)مبارک..
نویسنده : ضحی » ساعت 11:37 عصر روز دوشنبه 23 آبان 90
بسم الله.
امام سجاد(ع) در حدیثی فرمود:
عصر روز عرفه و ظهر روز دهم که حاجیان در منا حضور دارند، خدای سبحان به فرشتگان مباهات میکند و میفرماید: «اینان بندگان من هستند که از راههای دور و نزدیک با مشکلات بسیار به اینجا آمده و بسیاری از لذتها را بر خود حرام کرده و بر شنهای بیابانهای عرفات و منا خوابیدهاند و اینگونه با چهرههای غبارآلود، در پیشگاه من اظهار ناتوانی و خواری میکنند. اینک به شما اجازه دادم تا آنان را ببینید. آنگاه فرشتگان حق به اذن خداوند بر دلها و اسرار نهان آنها آگاه میشوند.

پیامبر اکرم(ص) میفرماید:
«خداوند در هیچ روزی به اندازه روز عرفه، بندگان خود را از آتش جهنم آزاد نمیکند».
«در میان گناهان، گناهانی است که جز در عرفات بخشیده نمیشود».
منبع:تبیان
...التماس دعا...
نویسنده : ضحی » ساعت 10:39 عصر روز شنبه 14 آبان 90


سالها بود که من از پس پرده به کمالات علی دل سپرده بودم. من هم به علی دلباخته بودم و او خبر نداشت. هربار که در خانه برای خواستگاری به صدا میآمد مرا موج تشویش و اندوه میبرد. همیشه با خود میگفتم چه میشد که علی به خواستگاری من میآمد؟ با خودم میگفتم بروم و به پدر بگویم که خود به علی پیشنهاد دهد، اما من که چنین رویی نداشتم.
گاهی وقتها که تنها بودم در خیالم به عروسیَم فکر میکردم. به این که در کنار تو برای خطبه عقد نشستهام. آن موقع بود که بی اختیار خندهام میگرفت. من که در زندگیام مدام در سختی و غم بودم، تمام خوشیهایم را با تو میجستم. و همیشه منتظر رسیدن به تو بودم. اکنون که همسر توام، اکنون که تو مال منی، چقدر خوشحالم.
راستی چقدر من و تو به هم میآییم!
اول ذی الحجه، سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) در سال 2 هجری قمری و روز ازدواج بر همه عاشقای اهل بیت مبارک...
شادی نوشت:زنگ زدم به پسر عمه 5ساله م بهش میگم علی آقا امشب شب عشقه میدونستی؟میگه چی ؟میگم فردا سالروز ازدواج حضرت علی(ع)و حضرت فاطمه زهرا(س)..میگه:منکه خودم میدونستم.میگم از کجا میدونستی؟...میگه خودم اون شب عروسی بودم!!!...کسی هم بهم نگفته ها خودم میدونستم :))
نویسنده : ضحی » ساعت 11:31 عصر روز جمعه 6 آبان 90